خواندنیها
دو دانشمند
1 AM
در شهر قدیمی اندیشه ها دو دانشمند زندگی می کردند که دانش یکدیگر را ناچیز
می دانستند .اولی کافر بود و دیگری مومن .
یک بار آن دو در میدان شهر گرد هم آمدند تا در برابر پیروانشان دربارهی وجود خدا
مجادله کنند و پس از چند ساعت بحث و گفتگو هر یک به راه خور رفته و مجلس را
ترک کردند.
در همان شب، دانشمند کافربه سوی معبد رفت و در برابر قربانگاه دو زانو نشست
و برای اشتباهات گذشته خود از خدا طلب مغفرت کرد و مومن شد .
و در همان ساعت،دانشمند با ایمان کتابهای مقدس خود را به میدان شهر برد و
نوشته شده توسط بیتا پدیده
| لینک ثابت |

